امشب با خودم فک کردم چقد خوب شد که منو انتخاب نکردی ، با من قرار بود به کجا برسی ؟ تهش الان اینجا پیشم نشسته بودی و با احمق ترین قشرهای جامعه سر و کله میزدی، یا برا خودت همین اطراف یه دفتری را انداخته بودی و کاراتو پیش میبردی ولی عمرا به اینجایی که الان هستی نمیرسیدی، در زمان حاضر داری با بزرگای رشته مورد علاقهت هم کلام و همکار میشی، چی از این بهتر، حال دلت خوبه، حال جیبت خوبه، حال زندگیت خوبه، خیلی خیلی خوشحالم برات
برچسب:
نویسنده: سپیده نیکنام
برچسب:
نویسنده: سپیده نیکنام
از روز قبل از عید به شدت تو فکرت بودم
شاید چون هفته قبلش خوابتو دیده بودم
یادمه برام مهم بود هر جور شده ویپیان گیر بیارم و اینجا بنویسم، چی بنویسم؟ یادم نیست ، ویپیان گرفتم همون روز ولی اینجا رو باز نمیکرد تا الان..!
الان باز شد ولی یادم نیست چی میخواستم بگم و خیلی بده، خیلی زیاد ، همین چند دقیقه پیش اتشبس دادن برای پنج روز ،
چی میخواستم بنویسم؟ نمیدونم ..
برچسب:
نویسنده: سپیده نیکنام
امشب بهش گفتم : نمیگم
من کلا نمیگم، حتی اگه از خوددم شاکی باشم نمیشم، میدانم احمقانهس، میدانم باید بگم، ولی کلا آدم نگوئیم، صد درصد وقتاییم که میگم نمیدونم چمه، میدونم، ولی نمیگم
و با خودم فک کردم من اینجا چقد حرف زدم... چقد گفتم ...
مفصل ؟ بی سانسور؟ نمیدانم، ولی فک میکنم اگه جایی گفته باشم، اینجاس.
امشب به اون عکست نگاه میکردم که مشکلی پوشیدی، تو اکثرا سفید میپوشی، اونی که مشکی پوشیدی بالا رو نگاه کردی ، چقد خوبه
برچسب:
نویسنده: سپیده نیکنام
برچسب:
نویسنده: سپیده نیکنام
برچسب:
نویسنده: سپیده نیکنام
برچسب:
نویسنده: سپیده نیکنام
کاش منم میتونستم تو رو بردارم و برم برم برم برم برم… تا کجا؟ به کجا؟ نمیدانم… ولی کاش میشد
برچسب:
نویسنده: سپیده نیکنام
برچسب:
نویسنده: سپیده نیکنام
برچسب:
نویسنده: سپیده نیکنام
برچسب:
نویسنده: سپیده نیکنام
اسمش یکم سخته یه بازیگر ایرلندیه به اسم
سورشا رونان
برچسب:
نویسنده: سپیده نیکنام