خرید بک لینک

از حموم که اومد بیرون گفتم که برادرم یه بار گفته این حوله‌م داری؟ چرا پس از اونیکی استفاده میکنی همش.. منم جواب دادم که این مال من نیست، صاحب داره،

خندید و گفت اصلا فک نکرده تو چرا باید حوله بنفش داشته باشی ...!

من رفتم زیر دوش و دیدمت، عروسی یاسمن، داشتی اون وسط آروم میرقصیدی با اون پیرهن بنفش، بند های خیلی نازکش رو روی شونه هات خوب یادمه، چقدرررر قشنگ بود، چقدر بهت میومد ، من اون دور نشسته بودم و فقط نگات میکردم ، چقد تو خوشگل بودی. چقدر دوست داشتم... چقدر خاصی..

همه چیز وقتی به تو ربط پیدا میکنه یه جور دیگه‌س، خیلی باکلاس و جذاب و ظریف ... مث خودت .

برچسب: نویسنده: سپیده نیکنام تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 17:38

صفحه بندی